Mari joOon
منو ل�ظه ها و منو غصه ها/ منو پاکی قلب بی انتها/ منو سال ها دوری از آسمون/ منو عشق گمگشته ی بی نشون/ منو وعده های سراسر فریب/ منو �رفهایی که ماندند غریب منو/ انتظار و منو انتظا/ر منو قلب پاخورده ی بی قرار برای یه بارم شده روزگار بیا و واسه این دلم بد نیار بیا و شکست منو خط بزن برای یه بارم بشو مال من کجایی هوای پر از دلخوشی/ کجایی شب خالی از خودکشی/ کجایی تو ای ل�ظه های بهار/ کجایی تو روی خوش روزگار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هيچ چيز به آن خوبي يا بدي كه به نظر مي آيد نيست. زندگي همان طور كه تصور ميكني مي گذره پس سعي كن زندگي رو خوب و زيبا تصور كني.
عشق مرگ نیست زندگیست.سخت نیست عین سادگیست.عشق عاشقانه های باد و گندم است.اولین پناهگاه کودکی آخرین پناهگاه آدم است.زندگی زیباست حتی اگر کور باشی....خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی...مسحور کننده است حتی اگر فلج باشی.....اما بی ارزش است اگر ثانیه ای عاشق نباشی.اگر می دانستی دل ترک خورده ی من با یاد چشمان بارانی ات شکسته تر می شود هیچگاه به من پشت نمی کردی اگر می بینی کسی به روی تو لبخند نمی زند علت را در لبان فروبسته ی خودت جستجو کن.
زندگی با همه ی وسعت خویش محمل ساکت غم خوردن نیست.حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست. زندگی رفتن و راهی شدن است از سرآغاز وجود تا جایی که خدا می داند.... آن هنگام كه همگان در اشتباهند همان زماني است كه همگي درست مي گويند.
زندگی مثل یک قاصدک است که اگر نگیریش خیلی ساده و راحت از کنار تو می گذره و به فکر تو نیست که حسرت رفتنشو می خوری. لحظات را گذراندیم که به خوشبختی برسیم غافل از اینکه لحظات همان خوش بختی اند. زندگی کتابی است پر ماجرا هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور مینداز. رفاقت به معنی حضور در کنار فردی دیگر نیست به معنی حضور در درون اوست. بهترین جا برای آغاز یک زندگی نو و جدید همین جاییست که اکنون هستید. آرزوهاتو یک جا یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه خدا یادش نمی ره ولی تو یادت می ره که چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بود. لازم نیست تو مرا دوست داشته باشی من تو را به اندازه ی هر دومان دوست دارم. با شروع هر صبح فکر کن تازه به دنیا آمدی مهربان باش و دوست بدار شاید که فردایی نباشد. تمام زندگی را از دریا بیاموز زیرا که برای در آغوش گرفتن ساحل آرام و قرار ندارد. مهربانی را وقتی دیدم که کودکی می خواست آب شور دریا را با آب نباتش شیرین کند. ابر بارنده خطاب به دریا گفت:من نبارم تو کجایی؟دریا لبخندی زد و گفت:ابر بارنده تو از خود مایی..... در یک آشنایی دوستانه ما به هم دست دادیم...تو فقط دست دادی...ومن...همه چیز از دست دادم. یه نفر زنگ میزنه پیتزا فروشی میگه : ببخشید یه پیتزا می خواستم. فروشنده می گه : به نام؟ می گه : آهان ببخشید به نام خدا یه پیتزا می خواستم....! ای جااااااااااااااااان الهی ببینید چقدر این نانازو جیگره قربونش برم الهی. خدایی ناز نیست؟!!!!!! توروخدا شما بهم جواب بدید این نازه یا نه ؟ وقتی می بینیدش چه احساسی بهتون دست میده؟؟؟؟ اصلا نی نی دوست دارین؟؟ حل مشکلات تو کار من نیست من به تو عقل دادم با توکل به من به مراد مقصود خواهی رسید. از خدا خواستم غرور مرا بگیرد و خداوند فرمود : نه ! باز گرفتن غرور کار من نیست بلکه تویی که باید آن را ترک کنی. از خدا خواستم کودکان معلول را شفا دهد و خداوند فرمود : نه ! روح کامل است و جسم زودگذر. از خدا خواستم به من شکیبایی عطا کند و خداوند فرمود : نه ! تبرک می کنم اما کسب سعادت کار شماست. از خدا خواستم روح مرا تعالی بخشد و خداوند فرمود : نه ! خود باید متعالی شوی اما تو را یاری می دهم تا به ثمر بنشینی. از خدا خواستم مرا کمک کند تا دیگران را به همان اندازه که او مرا دوست دارد، دوست بدارم. خداوند فرمود : آفرین ! بالاخره قضیه را دریافتی.از او نیرو خواستم،مشکلات را جلوی پایم گذاشت تا قوی تر شوم. از او حکم خواستم ، مسائل بسیاری به من داد تا آنها را حل کنم. از او شهامت خواستم ،خطر را مقابلم قرار داد تا از آن بجهم. از او عشق خواستم ، انسان های دردمند را در سر راهم قرار داد تا به آنها کمک کنم و از او کمک خواستم به من فرصت داد . هیچ یک از خواسته هایی که داشتم ، دریافت نکردم اما به آنچه نیاز داشتم رسیدم. دعای من مستجاب شده بود. میهمان بخورد و دم نزد و صاحب خانه را به خانه ی خود دعوت کرد. روز موعد یک شاخه مو نزد وی نهاد و گفت : میل فرمایید که دوشاب ، حلوا ، شیره ، کشمش و غیره از همین عمل می آید ! لطفا لذت ببرید!!! و این بار نصیب سردار شهید محمدزاده می شود. و این بار دوست عزیز مرا داغدار می کند و از وجود پدری مهربان و ذلسوز بی نصیب. آری دوست عزیز من زهرا پدرش را از دست می دهد و من نمی دانم چه بگویم...... به راستی زهرا چگونه با این حادثه کنار می آید؟ چگونه می تواند نبود پدرش را تحمل کند؟ آه.......که چه سخت است برایش..... برای شادی روح این شهید بزرگوار فاتحه ای قراعت نمایید. پسرهاي از تاريخ گذشته بخوانند ! توصيه هاي كاربردي مخصوص پسرهايي كه زن گيرشون نمي ياد: 1-اگر خواستيد دختري رو زير نظر بگيريد (كه بي خود كردي) بايد زير چشمي طوري كه متوجه شما نشه زير نظر ش بگيري. 2-اگر خواستگاري هر دختري رفتيد و جواب رد شنيديد نا اميد نشويد و خواستگاري يكي ديگه بريد هرچند بازم جواب رد مي شنويد ! (پسر بايد پررو باشه) 3- تا مي توانيد سن ازدواج را ببريد بالا چون دخترها دختر نارنج و ترنج اند كه از آفتاب و سايه مي رنجند. اگر چه خطرش خيلي بالاست و ممكن است كسي ديگه بهتون دختر نده چون ترشي هم تاريخ انقضا داره و تا يه حدي مي توان تحملش كرد. نكته : در صورت موفق نشدن در اين مورد يه ظرف آماده كنيد. 4- اينقدر سر كوچه كشیك ندين كه شايد شتر بخت رد بشه و شما بهش التماس كنيد كه شايد در خونه ي شما هم بخوابه. نكته : ممكن است شتر بخت را با شتر ؟ اشتباه بگيريد و اونم بخوابه و ديگه بلند نشه. 5- اگه قيافه نداري اشكال نداره عوضش ماشين داري.....چي؟؟؟؟؟ماشين نداري؟........اشكال نداره عوضش خونه داري........ بازم چي؟؟؟؟؟خونه هم نداري؟........خوب مشكلي نيست چون كار را كه داري و بعدها هم ميشه خونه و ماشين خريد. واي نگو كه كارم نداري ! ! ! ترشي هم كه افتادي پس بهتره بري يه جاي خودتو گمو گور كني. 6- اگه از هم دانشجويي به جايي نرسيدي چاره اي نداري جز اينكه بري سراغ همون دخترهاي فاميل. 7- اگه از قبل سابقه ات خراب نباشد كارت زياد هم مشكل نيست. ولي.... شما كه تو 7 آسمون يه تاره هم نداريد كارتون خيلي مشكله .اما من كمكتون مي كنم و تنها لطفي كه مي تونم بكنم اينه كه هلتون بدم كه در اين صورت هم ممكنه از چاه در بيايد و بيفتيد تو دره (خوب عوضش از دست يكي از سيريش ها راحت مي شيم.) 8- اگه از هيچ كدوم از اين ها به نتيجه اي نرسيدي مشكل از خودته و بهتره بري پيش يه روان پزشك اگه اون گفت مشكلي نداري.... آخه الهي...پس بد شانسي ! ! ! دفعه آخرتون باشه دانش آموزتون مي افته تو حياط ما ! در راستاي پيشنهاد وزير آموزش و پرورش بچه ها روي پشت بام بازي كنند (خبر آنلاين). گروهي از طنز نويسان ضمن تقدير و تشكر از ايشان فوايد بازي روي پشت بام را بيان كردند: 1-همان طور كه مي دانيد يكي از مشكلات اساسي فوتبال بازي كردن در حياط مدرسه اين است كه با توجه به حضور برخي افراد قدرتمند در زمين فوتبال كه توانايي زدن شوت هايي قدرتمندانه را دارند مدام توپ روي پشت بام مدرسه مي افتد اما در صورتي كه بچه ها روي پشت بام فوتبال بازي كنند ديگر با معضل افتادن توپ هايشان روي پشت بام مواجه نمي شويم. 2-يكي ديگر از فوايد فوتبال بازي كردن روي پشت بام اين است كه ديگر به شيشه هاي مدرسه آسيبي نمي رسد و آنها نخواهند شكست البته شايد شاهد شكسته شدن دست و پا وسر دانش آموزان بر اثر سقوط از پشت بام باشيم كه چندان اهميتي ندارد و به قول معروف بزرگ مي شوند و يادشان مي رود. 3-در صورت بازي كردن بچه ها در پشت بام يحتمل شاهد افتادن بچه ها از روي بام خواهيم بود اين امر هرچند سبب كاهش كميت دانش آموزان مي شود اما در دراز مدت منجر به تربيت قشر عظيمي از بدل كاران خواهيم بود كه اين نويد را به ما مي دهد كه در آينده اي نه چندان دور با به وجود آوردن صحنه هاي زد و خورد حال > هاليوودي ها< را توي قوطي مي كنيم. 4-يكي ديگر از معضلات موجود در زنگ هاي ورزش همواره جيم زدن بچه ها از مدرسه بود اما با اين پيشنهاد هوشمندانه عمرا اگر كسي بتواند از پشت بام مدرسه فرار كند. --البته بايد ياد آوري كرد كه همواره طرح هاي خوب برخي مشكلات را نيز به همراه دارند در اين مورد هم تنها اشكال اين است كه معلم ورزش پس از پايان بازي در صورتي كه ديد تعداد بچه ها كم شده است بايد به خانه هاي مجاور مدرسه برود و در خانه هاي آنها را بزند و بگويد : ببخشيد دانش آموز ما افتاده توي حياط شما؟؟؟؟؟؟ البته اميدواريم همسايه هاي مجاور مدرسه باجنبه باشند و از به كار بردن اين جملات به شدت پرهيز كنند : دفعه ي آخرتون باشه دانش آموزتون مي افته تو حياط ما... يا اينكه : اگر يكبار ديگر دانش آموزتون بيفته توي خونمون واااااااي به حالتون...... دوستان عزيز اميدوارم از اين مطلب خوشتون اومده باشه و آغاز دوباره ي مدارس و دانشگاه ها رو به همتون تسليت ميگم.... خدا را شكر..... خدارا شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم...اين يعني من هنوز زنده ام. خدارا شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم اين يعني به ياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم. خدارا شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم. حرف ها بعضي حرف ها را نمي توان قيمت گذاشت. بعضي حرف ها حرف اضافه است. بعضي حرف ه ابا سكوت ادا مي شود. بعضي حرف ها را بايد از نامحرم پوشاند. بعضي حرف ها به گوينده اش آبرو مي دهد. بعضي حرف ها را بايد يكبار گفت. بعضي حرف ها را بايد تكرار كرد. بعضي حرف ها را بايد بايگاني كرد. بعضي حرف ها مسمومند. خدایا ! به من زیستی عطا کن که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم. خدایا! تو چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت. خدایا ! رحمتی کن تا ایمان نام و نان برایم نیاورد قوتم بخش تا نامم و حتی نانم را در خطر ایمانم افکنم. خدایا! اخلاص اخلاص و میدانم ای خدا که برای عشق زیستن و برای زیبایی و خیر مطلق بودن چگونه آدمی را به مطلق می برد. چگونه اخلاص این وجود نسبی را این موجود حقیری را که مجموعه ای از احتیاج هاست ضعف ها انتظارها و ترس هاست مطلق می کند. در برابر بی شمار جاذبه ها و دعوت ها و ضررها و خطر ها و ترس ها و وسوسه ها و تنزل ها و تقرب ها و تکیه گاه ها و امیدها و توفیق ها و شکست ها و شادی ها و غم های همه ی حقیر که پیرامون وجود ما را احاطه کرده اند و دمادم ما را بر خود می لرزانند و همچون انبوهی از گرگها و روباه ها و کرکس ها و کرم ها بر مردار وجود ما ریخته اند و با یک خودخواهی عظیم انقلابی که معجزه ی ذکر است زاده ی کشف بندگی فروتنانه ی خویشتن خدایی انسان است ناگهان عصیان می کند عصیانی که با انتخاب تسلیم مطلق به حقیقت مطلق فرا می رسد و از عمق فطرت شعله می کشد و سپس با تیغ بود آوار بی نیازی و بی پیوندی و تنهایی مجرد می شود و آنگاه از بودا هم فراتر می رود و با دو تازیانه ی نداشتن و نخواستن همه ی ان جانوران آدم خوار را از پیرامون انسان بودن خویش می تاراند و آنگاه آزاد و سبکبال بغض كرده و طاهر پاك و رسا خود شده و مجرد و رستگار انسان شده و بي نياز به بلندترين قله ي رفيع معراج تنهايي مي رسد.... بخشي از نوشته هاي دكتر علي شريعتي نگران من نباش قسمت اینه نازنین خودتو دلیل ختم این عاشقی نبین نگران من نباش به ترانه دلخوشم به همین سادگی کودکانه دلخوشم راضی ام به این همه دوری و دربه دری راضی ام بری ولی منو از یاد نبری من گذشتم ازتب لحظه های ناب عشق از شکوه شادی وغم واضطراب عشق از تموم سادگیت که همه ی وجودمه واسه حرمت دلت من گذشتم از همه شاید این روزای بدخط به خط فال منه شعر نابالغ عشق شاید اقبال منه گیج باتو بودنم توی پیله های خواب مثه دوره کردن این سوال ی جواب: مگه میشه مرگ عشق توترانه جابشه؟ یاکه دل بریدن از فال ما جدا بشه؟ من برآنم که در این دنیا خوب بودن به خدا سهل ترین کار است. و نمیدانم که چرا انسان تا این حد با خوبی بیگانه است و همین درد مرا سخت می آزارد. پس دوبار می توان زیست یکبار آن که زندگی کردی و عمرت را سپری بار دیگر می نویسی آنچه را که گذشت زمانی که می نویسی پس به یقین زیباتر زندگی کرده ای....... آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همینجاست بخند دست خطی که تورا عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند آدمک خر نشوی گریه کنی کل دنیا چو سراب است بخند آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند امیدوارم همه ی دوستای عزیزو خصوصا خاله ی عزیزم هیچوقت ناراحت نباشن. زندگی بس تلخ باشد زندگیست زندگی ویرانه ای در خستگیست زندگی آوارگی در دشتهاست زندگی دلخوشی این دنیاست زندگی عاطفه ی جان و ملال و مال هاست زندگی سختی و رنج و خستگیست زندگی پول و پله ای الکیست زندگی گنجیست رویا و تمام زندگی پایان پذیرفت و تمام پس شروع شد واقعیتهای عمرناتمام این شعرو دوسته عزیزم تکتم سروده.امیدوارم خوشتون اومده باشه. همیشه در ذهن من باش.وقتی که از خواب بیدار می شوم سراسر روزبرمن بتاب.بگذار هر دقیقه زمانی باشدبرای همنشینی باتو نگذارفراموش کنمدر هر ساعت ازاینکه بامن مانده ای وخواهی ماند تاصدای مرا بشنوی وپاسخ دهی شکر به جا آورم خدایا! وقتی که شب میرسد بگذار که افکارم ازتو و عشق تو آرامش گیرند بگذار که خوابم از امنیت ومهرتو اطمینین داشته باشد و آگاه باش که من متعلق به تو هستم.......
![]()
![]()

![]()
به خانه مي رفت
با كيف
و با كلاهي كه بر هوا بود
چيزي دزديدي ؟
- مادرش پرسيد -
دعوا كردي باز؟
- پدرش گفت -
و برادرش كيفش را زير و رو مي كرد
به دنبال آن چيز
كه در دل پنهان كرده بود
تنها مادربزرگش ديد
گل سرخي را در دست فشرده كتاب هندسه اش
و خنديده بود.....
![]()
افرادی که با صدای بلند عطسه می کنند: این افراد عموما تمایل دارند که رهبران و روسایی با نفوذ و خوب باشند. روان شناسان بر این اعتقادند که صدای بلند عطسه این افراد، نشان دهنده میزان نفوذی است که آنها دوست دارند بر دیگران داشته باشند. این افراد می توانند به راحتی در دیگران نفوذ کنند و آنها را به سمت و سویی که خود تمایل دارند سوق دهند. این افراد عموما مدیرانی لایق، کارآمد رهبرانی با نفوذند. آنها شخصیت قدرتمندی دارند که به آنها کمک می کند در حوزه مدیریت بسیار شجاع و زیرکانه عمل کنند. در حوزه اجتماعی سخنوری عالی و بی مثال هستند. این افراد می توانند با نفوذ کلام خود موضوع بحث را به آن طریقی که خود می خواهند پیگیری کنند. معمولا زندگی بر وفق مرادشان است و در خانه و خانواده نیز می توانند از نفوذی بی اندازه برخوردار باشند.
افرادی که ملایم عطسه می کنند: این افراد عموما شخصیتی آرام، با وقار، وفادار و وابسته دارند. در روان شناسی گفته می شود که این افراد نمی توانند بدون وابستگی به غیر، کاری از پیش ببرند. شخصیت وابسته آنها نشان دهنده ی آن است که باید حتما در موارد مهم تصمیم گیری، شخص دیگری آنها را به سمت و سوی مورد نظر سوق دهد. این افراد می توانند و می خواهند که به مردم خدمت کنند و این خدمت را در چارچوب آنچه آنها تمایل دارند انجام می دهند. بسیاری از این افراد اگر چه منزوی به معنای عام کلمه نیستند ولی چندان هم از بودن در اجتماعات احساس رضایت نمی کنند. شخصیت آرام آنها تنها در خدمت به دیگران خلاصه می شود. این افراد بسیار وفادار و در زندگی ثابت قدم هستند. در حوزه کاری به لحاظ آرامی ممکن است تاثیر چندانی در جمع نداشته باشند ولی همین منش آرام آنها باعث می شود همگان آنها را دوست داشته باشند. در حوزه اجتماعی نیز پرهیز از تجمع و قیل و قال های روزانه شعار اصلی آنان است ولی در این بین انجام دادن کارها و وظایف اصلی که برعهده آنهاست به هیچ وجه فراموش نمی شود.
افرادی که به هنگام عطسه جلو دهان خود را می گیرند: طبق پژوهش های انجام شده افرادی که به هنگام عطسه کردن جلو دهان خود را می گیرند بسیار موقر و به لحاظ روحی متعادل هستند. این افراد معمولا در هیچ زمینه ای چه به لحاظ عرفی و چه به لحاظ شرعی، خلاف نمی کنند. روانشناسان بر این عقیده اند که این افراد معمولا زندگی آرام، متعادل و کم دردسری دارند. متانت و وقار در تمام اعمال و رفتار این اشخاص مشهود است و رعایت آداب و معاشرت از خصایص ذاتی این افراد و نشان دهنده ی نوع نگرش آنها به زندگی است. آنها می گویند زندگی همچون رودخانه آرامی است که فقط برخی اوقات مواج می شود و نیازی نیست که شما سرعت حرکت آن را تند یا کند کنید. دست را جلو دهان گرفتن به هنگام عطسه یا سرفه، نشان می دهد که این افراد در حوزه کاری خود نیز افرادی قابل اطمینان و با وقارند و مدیران همیشه از آنها به عنوان افرادی قابل اعتماد یاد می کنند. در حوزه اجتماعی و در جمع دوستان حضورشان همیشه مایه قوت قلب است، هر چند که در برخی از اجتماعات دوستانه که بسیار صمیمی است حضور این افراد به منزله آن است که بسیاری از موارد معاشرتی که ممکن است در جمعی اینچنینی نادیده گرفته شود، باید رعایت شود و این کار ممکن است برای برخی افراد، خوشایند نباشد.
افرادی که ریز و سریع عطسه می کنند: گفته می شود که این افراد، غالبا شخصیتی تند و تیز دارند. تند تند صحبت می کنند و دوست دارند هر مساله ای را فورا حل کرده و به سراغ مساله بعدی بروند! این افراد بسیار باهوش، اهل مطالعه و نکته سنج هستند. مطالعه برای این نوع افراد بهترین سرگرمی است و از هر فرصتی برای کتاب خواندن استفاده می کنند. این افراد کارمندانی نمونه اند که می توانند در هر سطحی نمونه بودن خود را نشان دهند. در حوزه کاری، افرادی شایسته، لایق و قابل اعتمادند و حاضر نیستند هیچ چیزی را با اعتماد دیگران به خود عوض کنند. حس همکاری و همیاری در این افراد به شدت بالاست هر چند دیگران در بعضی از موارد عدم همکاری با آنها را به دلیل بیش از حد خوب و صادق بودنشان، ترجیح می دهند. در حوزه اجتماعی، ممکن است محبوبیت دیگر گروه ها را نداشته باشند، اما در موقعیت های مختلف اجتماعی اگر بتوانند پایه ریزی و برنامه ریزی خوبی داشته باشند، قادر خواهند بود «خود» واقعی خویش را به نمایش بگذارند. در حوزه خانه و خانواده نیز، چنانچه یاری موافق داشته باشند، پیروز می شوند. معمولا دیگران به سختی آنها را درک می کنند، اما چنانچه روحیه آنها شناخته شود، آن وقت متوجه می شوند که دوستانی ثابت قدم پیدا کرده اند!
عدم پشیمانی از خیانت معمولاً روشی برای حفاظت از خود و ادامه انکار به خیانت است. اجازه بدهید کمی در این مورد فکر کنیم. وقتی کسی راه خیانت را پیش میگیرد، علائم هشدار و توقف زیادی سر راه خود میبیند. بارها و بارها ندای درونیشان از آنها سوال میکند که چه میکنند و هشدار میدهد. همه آنها در اعماق قلب خود میدانند کاری که میکنند اشتباه محض و خودخواهانه است اما برای گذر از آن علائم هشدار و ادامه راهشان، باید دنبال چیزی برای توجیه کار خود باشند.
راههای زیادی برای توجیه خیانت وجود دارد. آنها به خود میگویند که آنچه میخواهند را در حضور همسرشان پیدا نمیکنند، فکر میکنند همسرشان آنها را درک نمیکند، بارها به خود قول میدهند که فقط یک بار مرتکب این اشتباه میشوند. خودشان را گول میزنند که اینکار هیچ ضرری به دنبال ندارد چون میتوانند اوضاع را کنترل کنند و هیچکس نخواهد فهمید که چه میکنند.
و همانطور که میبینید همینطور و همینطور به خودشان دروغ میگویند. نمیخواهند یا نمیتوانند واقعیت موضوع را همانطور که هست ببینند و در تلاشند که عزت نفسشان را حفظ کنند. خیلیها خیانت را مثل یک سرگرمی میبینند و هیچوقت درمورد این موضوع با خودشان صادق نیستند. هیچوقت با خودشان نمیگویند که ، "من به همسرم خیانت میکنم چون آدم ضعیف و خودخواهی هستم و برای خودم احترامی قائل نیستم." همانطور که میتوانید تصور کنید هیچکس چنین حرفهایی با خود نمیزند. افراد کمی هستند که این واقعیت را میپذیرند.
به همین خاطر در ذهن خودشان باید این موضوع را طوری جلوه دهند که خیانت اصلاً مسئله مهمی نیست و حتی وقتی همسرشان پی به خیانت آنها میبرد، از موضع خود پایین نمیآیند. بااینکه میدانند آنچه به خودشان قبولانده اند دروغ محض است اما باز هم نمیپذیرند که کارشان اشتباه بوده است. تعداد کمی از افراد هستند که 180 درجه از باور سابق خود برمی گردند و اشتباهشان را میپذیرند.
خیلی وقتها هم افراد به این خاطر بعد از خیانت احساس پشیمانی نشان نمیدهند چون میخواهند فراموشش کنند. خیلیها ایمیل میزنند و درمورد اینکه میدانند چقدر همسرشان از خیانت آنها ناراحت است و قلبش شکسته است حرف میزنند. میگویند که هیچوقت چنین واکنشی را از طرف همسرشان انتظار نداشته اند و فکر نمیکردند که روزی دستشان رو شود. باید قبول کنیم که برای فرد خائن هم اوضاع چندان ساده نیست.
آنها میخواهند با سرعت هرچه تمامتر اوضاع درست شده و دوباره به حالت اول برگردد. به همین خاطر اصلاً دوست ندارند درمورد آن حرف بزنند. نمیخواهند جزئیات مطلب را با شما در میان بگذارند چون میدانند اگر اینکار را بکنند فقط عصبانی تر و از آنها دورتر میشوید. سعی میکنند از اینکار اجتناب کنند به همین خاطر اشتباه میکنند و دهانشان را میبندد و هیچ حرفی نمیزنند.
از آنها بخواهید که برای کارشان ابراز تاسف و پشیمانی کنند. خیلی وقتها قبل از اینکه همسرتان خودش ابراز پشیمانی کند، شما باید از او بخواهید. باید برای او روشن کنید که بدون ابراز پشیمانیش حاضر نیستید به زندگی با او ادامه دهید. باید از او بخواهید که روبه رویتان بنشیند و درمورد موضوع با شما حرف بزند. باید بگویید که تا زمانیکه درمورد این موضوع حرف نزند مشکل برطرف نمیشود.



![]()
| قالب رايگان وبلاگ پيچك دات نت |






